شب بنزینی خبرنگاران جنوب کرمان؛ وقتی دغدغه مردم مهمان دورهمی خبرنگاران شد
قرار بود یک شب فقط برای خبرنگاران باشد شبی برای دیدار دوباره همکاران، خستگی در کردن از روزهای پرخبر و پرالتهاب، چند ساعت فاصله گرفتن از تلفنهای همراه، خبرها و پیگیریهای روزانه و البته فرصتی برای نفس کشیدن در کنار همکارانی که بخش مهمی از روزهایشان با روایت زندگی مردم میگذرد. در روزی که به […]
قرار بود یک شب فقط برای خبرنگاران باشد شبی برای دیدار دوباره همکاران، خستگی در کردن از روزهای پرخبر و پرالتهاب، چند ساعت فاصله گرفتن از تلفنهای همراه، خبرها و پیگیریهای روزانه و البته فرصتی برای نفس کشیدن در کنار همکارانی که بخش مهمی از روزهایشان با روایت زندگی مردم میگذرد.
در روزی که به نام خبرنگار مزین شده بود جمعی از خبرنگاران جنوب کرمان در مجتمع گردشگری آرمین دلفارد دور هم جمع شدند شبی که قرار بود حالوهوای آن بیشتر رنگ رفاقت و صمیمیت داشته باشد اما این دورهمی خیلی زود رنگ دیگری گرفت.
شاید تصور شود خبرنگار وقتی از میدان خبر فاصله میگیرد و برای ساعتی در جمع همکارانش مینشیند، دغدغههای کاری و مسائل مردم را پشت سر میگذارد اما واقعیت چیز دیگری است.
خبرنگار، حتی در جشن خودش هم خبرنگار است. در میان گفتوگوهای صمیمانه، تبریکهای روز خبرنگار، خندهها و خاطرهگوییها دوباره یکی از جدیترین دغدغههای این روزهای مردم جنوب کرمان به میان آمد؛ قصه بنزین و سوخت.
قصهای که دیگر نمیتوان آن را فقط در چند عدد و آمار خلاصه کرد، پشت هر صف طولانی در جایگاه، پشت هر رانندهای که ساعتها برای چند لیتر سوخت منتظر میماند و پشت هر خودرویی که با نگرانی از خالی شدن باک حرکت میکند بخشی از زندگی مردم جریان دارد.
برای جنوب کرمان سوخت فقط یک نیاز معمولی و روزمره نیست.اینجا فاصله شهرها و روستاها زیاد است مسیرها طولانی است و بسیاری از مردم برای رسیدن به محل کار، مزارع و نخلستانها، مراکز درمانی، بازار و حتی انجام سادهترین امور زندگی به خودرو وابستهاند.
برای کشاورزی که باید هر روز مسیر مزرعه تا شهر را طی کند برای رانندهای که معاش خانوادهاش به حرکت خودرو گره خورده برای روستایی که کیلومترها با نزدیکترین مرکز خدماتی فاصله دارد و برای بیماری که باید خود را به مرکز درمانی برساند سوخت بخشی از جریان زندگی است.
به همین دلیل وقتی دسترسی به سوخت دشوار میشود مسئله فقط یک صف طولانی در جایگاه نیست پای معیشت، کار، تولید، درمان، رفتوآمد و آرامش مردم در میان است و شاید عجیبترین و در عین حال معنادارترین بخش ماجرا همین باشد اینکه در شبی که خبرنگاران برای گرامیداشت روز خودشان دور هم جمع شده بودند باز هم حرف از مردم بود و مطالبه مردم. از سوخت گفتند از دغدغه رانندگان، کشاورزان، روستاییان و مردمی که هر روز با این مسئله دستوپنجه نرم میکنند از مسئلهای که شاید برای برخی فقط یک خبر باشد اما برای بخشی از مردم جنوب کرمان، تجربهای روزانه و واقعی است.
اینجاست که مرز میان «خبرنگار» و «مردم» کمرنگ میشود چون خبرنگار پیش از آنکه راوی یک اتفاق باشد در دل همین جامعه زندگی میکند در همین جادهها تردد میکند، صفهای همین جایگاهها را میبیند و صدای همین مردم را میشنود.
رسالت خبرنگاری فقط ثبت یک اتفاق و انتشار یک خبر نیست گاهی باید صدای مطالبهای باشی که در میان شلوغی روزمره شنیده نمیشود، گاهی باید یک مسئله را دوباره روی میز بیاوری و گاهی باید از خودت بگذری تا مسئله مردم فراموش نشود.
شب خبرنگاران جنوب کرمان، فقط شب تبریک و دورهمی نبود شب مرور دردهایی بود که هنوز خبرشان تمام نشده است.شبی که قرار بود برای خبرنگاران باشد اما باز هم مردم سهم خودشان را از این شب گرفتند
سهمی از حرفها، دغدغهها و مطالبههایی که خبرنگاران نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند. شاید این یکی از واقعیترین تصویرهای خبرنگاری باشد
اینکه حتی وقتی نوبت به جشن خودت میرسد باز هم حواست به مردم باشد.
و این بار یکی از مهمترین خبرها، همان خبری بود که شاید خیلیها هر روز در صف جایگاههای سوخت تجربهاش میکنند
بنزین؛ دغدغهای که حتی به شب خبرنگاران هم رسید.
















ارسال دیدگاه